زیر آوار کاهگلی هم میشود سرما را احساس کرد!

سلام دومان عزیز...

سووق یللر اسیر...ایله بیر قار دوشه جاق....شاختا بویلانیر ...قاش گوز آتیر...سانکی چوخ هوسلی دور...یری دوندورماقا چوخ ماراخلیدی...یر بوز اولسون ...ایل اوبا شاختا دان ئولسون...اما بیلمیرکی نه وار؟

قوجا داغ ..اوجا ساوالان ...قوجاق آچمیش بو ائله...قوجا داغ ...شانلی سهند..نفسین سالمیش بوائله...کرد اوغلو قالمیوب چیلله ده گلسین...قراداغ دا ...شاختا قوخوب قاچاجاق ...ایل گوله جاق ...قره داغ کور کووشنی قیشدا چیچکلرله دولاجاق...ایلی میز قویمایاجاق قره داغ شاختایا دوشسون...گوزدن گئدر اوکس کی نظردن دوشر اما...ایلمیز بیرگون قاراداغسیز یاتابیلمز...ستارخان یوردودو او یورت ...مگر گوزدن دوشر اویورت ...قاراداغ قیزلارینین یاناقی ینه ده قب قرمیزی قالاجاق...توی دوتاجاق... او گلین دونونی هر گون گیه جاق...دلیقانلی ایگیت لری بیگ چخاجاق...قره داغ بو ییل قیش گورمیه جاق....هرگون یاز اولاجاق ...
دومان جان ..تلویزیون از زلزله قره داغ می گفت ...پزشکانی که برای معاینه اعزام شده بودند ...قوی ترین مرد جهان مهمان قره داغیها بود...اما واما ..همه از سرمای شب می گفتند زمستان زودرس وتند وسوزناک منطقه ...خیلی دلم گرفته بود.چشمان نگران کودکان ان دیار...چشمانی که با ان همه رنج وکار زیاد همیشه درخشش امیدوارانه داشت ...این بار تن ادمی را از سرما می لرزوند...قره داغ را از یاد نبریم...خورد وخوراک به هر نحوی به دستشان خواهد رسید...در ساختن خانه هایشان ودر ساختن محل نگهداری احشامشان به کمک شان بریم ...نگذاریم اشگ نومیدی در چشمان کودک قره داغی از سرما یخ ببندد...قره داغ را فراموش نکنیم...کوهنوردان برنامه های کوهنوردی خود را به قره داغ اختصاص دهند.هر هفته حداقل دوسه اکیپ ازهشترود به کمک قره داغیها بشتابیم.قره داغ را فراموش نکنیم ...بر دوش کوهنوردی که احساس مسئولیت دارد وهدف از کوهنوردی را می داند سنگینی خواهد کرد آن نگاه نگران مادری که بچه های کوچکش را در داخل چادری همچون مرغی که جوجه هایش در زیر بالش گرفته باشد.قره داغ شانلی وایشیقلی بیر اولدوز کیمی پارلایاجاق...گئجه گوندوزون پارلاق اولسون....

......................................
سلام من واقعا معذرت میخوام از همه عزیزان مخصوصا غ/ب عزیزم
منو بخاطر کوتاهیام ببخشید
1 ماهی میشه که گرفتار دیوان عدالتم!؟

باز آذربايجان.غم اندوه و غ/ب عزيزم

سلام دومان عزیز....

تا اومدم غم واندوهی را که بر دلم نشسته بود وهرلحظه با من بود اندکی کنار برانم ...غم بزرگ قره داغ بر پیکرم نشست...

عاشق حسین جوان خیلی سالها پیش ...شاید نزدیک به یک صده ساز خود را می نواخت وهر چه صدایش جا داشت فریاد میزد...

اوتایدا وار شکی شیروان قره باغ.......
بغضش می گرفت وانگار از ته محبسی زار میزد که ...
بو تایدار وار آی اهر مشکین قره داغ....
ساوالان یاسه باتیپ...باخ گینان ...اغ کورکی آتیپ....قارا گییب...گوزلرین قان یاش دوتوپ..باشنا قارا بیر شال سالیب...اوخشاماق ناله سی وار ...ساوالان یاسه اوتوروب......قوجا داغ ...شانلی سهند ...وفالی قارداش اولارکن ...اونلا قوشولوب یاسه باتیبلار....دده قورقود اجاقین سوندوره رک...ایللری یاسه آپاریر...هجرین ...سارانین ...نگارین ...هجراوزلو...نگار اوزولو ...سارا اوزلو قیزنین ...تویو یاسا دونوب...جمله اجاق لردا سونوب....اغ بیرچککلی آنالار ...اق ساقالی اتالار...قولاری قوینوندا قالیب...اوغولی اولموش ..قیزی اولموش ...نوه سی جان ورمک حالیندا...کمیسه گولمور......کیمسه گوله بیلمز ...

دومان جان ...خیلی دلم گرفته بود...

عکسهایی از مناطق زلزله زده را مشاهده کردم که انگار بر سینوس ها خاکستری مغزم نقش بسته اند...واز جلودیدگانم رخت بر نمی بندند.....

یادم امد ان زمستان پربرف منطقه ...پهلوان کوهنوردما ..کوله اش پر آذوقه بود ودر راههای بین شهری ...فرشته نجات مسافرین بود...از روستاهای بستان آباد وهشترود در آن طوفان افراد کمکی را به سر مسافرین ریخت...با من در اوتوبوسی مسافر بودیم ...جاده بسته شد وماندیم...تنها تنها پهلوان کوهنوردما بود که از ماشین بیرون رفت وخوراک وافراد کمکی را اورد....چهارروز تا قره چمن ....پهلوان کوهنوردما بود وفرشته امید برای نا امیدان...کاش پهلوان کوهنوردما وپهلوان کوهنورد قره داغ ..ان روز در قره داغ بودند...